مرتضى مطهري

75

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

فلسفه هاى زندگى خانوادگى : الف . مشخص بودن نسلها . بشر نمىتواند از اين موهبت صرف نظر كند كه نسل آينده خود را نشناسد و از گذشتهء خود بىخبر باشد . وجود ولدالزناى زياد در هر اجتماع براى خود آنها و براى اجتماع ناراحتى عجيبى است . سوسياليستهاى امثال راسل اختصاص خانوادگى را به همين جهت لازم مىشمارند . راسل زناى محصنه را تجويز مىكند اما فرزند آوردن را از غير شوهر قانونى تجويز نمىكند . ب . بشر علاوه بر جنبهء شهوات حيوانى كه نيازمند به جفتى است كه شهوت او را ارضا نمايد ، نيازمند به روح ديگرى است كه از نظر عشق و صفا با او متحد باشد و سرنوشت مشتركى داشته باشند . فيلسوفان مادى از قبيل راسل اعتراف دارند كه صفاى مخصوص خانوادگى امرى جز شهوت جنسى است . بهترين تعبير را قرآن در اين زمينه كرده است : * ( و من اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة . ) * مودت و رحمت غير از شهوت است كه آن نيز در قرآن آمده است ولى به صورت يك امر پست : * ( حب الشهوات من النساء . ) * مولوى نيز با الهام از قرآن مىگويد : مهر و رقّت وصف انسانى بود خشم و شهوت وصف حيوانى بود پرتو حق است و آن معشوق نيست خالق است آن ، گوييا مخلوق نيست هريك از دو فلسفهء بالا مستلزم تدبيرهاى خاص و محدوديتهاى خاصى و تكاليف و حقوق خاصى است كه زن و مرد را بيشتر به يكديگر بپيوندد و پيوند آنها را از ساير زنان و مردان جدا